اسمان خيمه زد از بيرم و ديباي کبود ميخ ان خيمه ستاک سمن و نسترنا
کبک پوشيده يکي پيرهن خز کبود کرده با قير مسلسل دو بر پيرهنا
فاخته راست به کردار يکي لعبگر است درفکنده به گلو حلقه مشکين رسنا
پوپوک پيکي نامه زده اندر سر خويش نامه گه باز کند گه شکند بر شکنا
نرگس تازه چو چاه ذقني شد به مثل گر بود چاه به دينار ز نقره ذقنا
وان گل سوسن ماننده جامي ز لبن ريخته معصفر سوده ميان لبنا
سال امسالين نوروز طربناکتر است پار و پيرار همي ديدم اندوهگنا
*سال 87 با همه خوبی و بدی هایش به پایان رسید از خدا شاکریم به خاطر همه الطافش شاید در بعضی جاها موفق نبودم که این هم ممکن است حکمتی در آن بوده اما موفقیت های خوبی هم داشته ایم و سپاسگذار خداوند هستم امیدوارم سال 88 برای همه سال خوب و خوشی باشد سال 88 برای من کی از حساسترین و مهمتریم سالهای زندگیم خو اهد بود امیدوارم در این سال موفق باشم در وبلاگ دوست خوبم هادی حسینی تاریخ برنامه های دوستان وبلاگی در سال 87 نوشته که بسیار جالب بود در سال 87 برنامه های خوبی با دوستان وبلاگی داشتیم که باید یک تشکر ویژه از محمود انصاری هماهنگ کننده اکثر برنامه ها داشته باشم
همیشه شاد و سربلند باشید ! پیشاپیش نوروز ۸۸ مبارک
